منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٣٤
١١. وحدت و يگانگى امت
جاى شك نيست كه آب هاى ضعيف و باريك، كارساز نيستند، ولى آنگاه كه در نقطه اى گرد آمدند، نيروى عظيمى را تشكيل مى دهند، نيروهاى انسانى در يك جامعه نيز همين حكم را دارند، و به همين جهت تمام داعيان ومصلحان جهان، طرفدار وحدت كلمه بوده و پيوسته از تفرقه افكنى نكوهش مى كردند. اين مطلب در منطق تمام پيامبران به نوعى جلوه گر است از باب نمونه مى توان برخورد هارون با قوم خود را يادآور شد. آنگاه كه در غياب موسى گروهى ازجاده توحيد منحرف شده و راه شرك را در پيش گرفتند، او با اين كه به شدت ناراحت بود امّا با اين مسئله برخورد بسيار ملايمى داشت، وحفظ وحدت كلمه و پرهيز از ظهور خلاف و شقاق را بر اعمال خشونت در برابر منحرفان ترجيح داد، تا موسى بن عمران از ميقات باز گردد و هر نحوى مصلحت بداند اقدام كند.
وقتى موسى به وى اعتراض كرد كه چرا آنان را از اين كار زشت به عنف و شدت باز نداشتى در پاسخ چنين گفت:
(...إِنِّى خَشِيتُ أَنْ تَقُولَ فَرَّقْتَ بَيْنَ بَنِى إِسْرائِيلَ وَلَمْ تَرْقُبْ قَولِى).[١]
«از آن ترسيدم كه به من بگويى چرا در ميان بنى اسرائيل تفرقه افكندى و مراقب سفارش من نشدى؟».
امّا دعوت به وحدت در زندگى پيامبر اسلام، جلوه خاصى دارد و رسول گرامى در اين راه گامهايى برداشت كه يادآور مى شويم:
نخست ميان اوس و خزرج تفاهم و دوستى ايجاد كرد. آنگاه ميان مهاجران و انصار پيمان اخوت و برادرى بست، وحى الهى به اين هم اكتفا
[١] طه/٩٤.