منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٧٢
و در باره سحر مى فرمايد:
(...وَما هُمْ بِضارِّينَ بِهِ مِنْ أَحَد إِلاّ بِإِذْنِ اللّهِ...)[١].
«كار ساحران به كسى ضررى نمى رساند مگر به اذن خدا».
در آيه نخست، معجزه، فعل پيامبران شمرده شده است همان طور كه آيه دوم هم اضرار به ديگران را (كه واقعيت سحر را تشكيل مى دهد)هم فعل ساحران دانسته است يعنى نفس آنان در پيدايش معجزه و سحر، مؤثر و كارساز است.
و در هر دو آيه، تحقق كار خارق العاده مستند به اذن و مشيت الهى گرديده است.
اين استناد همان استناد ضرورى و اجتناب ناپذير ممكن به واجب است، كه هر فاعل بشرى يا طبيعى، سرانجام به فاعل الهى منتهى مى گردد. و به تعبير شاعر:
اگر تيغ عالم بجنبد ز جاى *** نبرّد رگى تا نخواهد خداى
ولى نقطه امتياز آنها اين است كه نفس پيامبران و اولياى الهى علاوه بر اين رابطه ضرورى، پيوند ديگرى نيز دارند كه آن كسبى و اختيارى است از آنجا كه آنان انانيت و خودخواهى را درهم شكسته اند، و خود را تسليم در برابر خواست خدا نموده اند، وجز رأى او طالب چيزى نيستند، از حمايت و پشتيبانى خاص خداوند برخوردار گرديده و دست قدرت خداوند پيوسته يار و حامى آنها است، و به عبارت ديگر: آنان در پوشش اراده تكوينى و تشريعى خداوند قرار گرفته اند و خداوند درباره آنان سنّت خاصى را برپا داشته است و آن غلبه قطعى پيامبران در پرتو نصرت وحمايت خاص الهى است و قرآن در آيات بسيارى اين سنت جاويدان الهى را بيان كرده است كه جهت روشن شدن
[١] بقره/١٠٢.