منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٦٦
در برابر اراده و مشيت پروردگار دعوت مى كردند چنان كه مى فرمايد:
(إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللّهِ الإِسْلامُ...).[١]
«دين الهى همان اسلام است».
ولى تحقق بخشيدن به اهداف ياد شده و نيز متبلور ساختن روح تسليم در همه مراحل و شئون زندگى فردى و اجتماعى بشر در گرو برنامه ها و دستور العمل هاى خاصى بود كه از آنها به عنوان «شريعت» ياد مى شود بنابر اين در رابطه با اهداف پيامبران و ايفاى رسالت آنان دو مطلب مطرح مى گردد يكى «دين» و ديگرى «شريعت» دين همان اصول اعتقادى است كه قرآن از آن با كلمه «اسلام» تعبير نموده است و ديگرى برنامه و تعاليم مربوط به تنظيم مقررات اجتماعى و آداب زندگى كه قرآن از آن به عنوان «شريعت» ياد كرده و مى فرمايد:
(...لِكُلّ جَعَلْنا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهاجاً...).[٢]
«براى هر يك از شما راه و روش خاصى قرار داديم».
مسلم است كه در عين اين كه «دين» در طول رسالت پيامبران ثابت بوده است ولى شرايع آسمانى يكسان و ثابت نبوده اند و قسمت هايى از شريعت پيشين به واسطه شريعت پسين نسخ مى گرديده است.
اكنون اين سؤال مطرح مى شود كه آيا همه پيامبرانى كه از جانب خداوند برگزيده شده اند، داراى شريعت بوده اند، يا آن كه تنها برخى از آنان صاحب شريعت بوده و ديگران ترويج كننده شريعت آنان بوده اند؟
اگر چه از آيه (٤٨) سوره مائده (لِكُلّ جَعَلْنا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهاجاً) به
[١] آل عمران/١٩.
[٢] مائده /٤٨.