منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٨
آنان رشد كرده بود چنان كه مى فرمايد:
(لِيَحْكُمَ بَيْنَ النّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ) .
٥. انتظار مى رفت كه با وجود داوران الهى و آيين حق، هر نوع نزاع واختلاف ريشه كن شود و بشر به همان حالت نخستين خود باز گردد، ولى متأسفانه مردم در اين جا به دو گروه تقسيم شدند و در حقيقت اختلاف دومى را پديد آوردند يعنى: در برنامه هاى دينى و تعاليم كتاب الهى كه براى ايجاد وحدت و رفع اختلاف نازل گرديده بود، به اختلاف برخاستند و آنان كه آتش اين اختلاف را بر افروختند، انسان هاى نا آگاه و بى خبر از تعاليم الهى نبودند، بلكه گروهى از عالمان به تعاليم دينى به خاطر روح بغى و تجاوز، به اختلاف دامن زدند چنان كه مى فرمايد:
(وَمَا اخْتَلَفَ فيهِ إِلاّ الَّذِينَ أُوتُوهُ مِنْ بَعْدِ ما جائَتْهُمُ الْبَيِّناتُ بَغْياً بَيْنَهُمْ) .
در اين جا از بيان نكته اى ناگزيريم و آن اين كه مقصود از كسانى كه كتاب داده شده اند(الّذِينَ أُوتُوهُ)چيست، آيا مطلق پيروان شرايع پيشين است كه داورى هاى خدا را نپذيرفتند و يا اين كه مقصود عالمانى هستند كه سر و كار با كتاب الهى داشتند و حجت بر آنان تمام شده بود و اگر گروه ديگرى نيز گمراه شدند به خاطر پيروى از اين عالمان بود كه روح «بغى»و تجاوز، آنان را از گردن نهادن به تعاليم خدا باز داشت.
احتمال قريب اين است كه مقصود همان عالمان به كتاب باشد، زيرا افراد عادى و درس نخوانده و نا آگاه از كتاب نمى توانند مصداق(أُوتُوا الكِتاب)باشند، ويا در باره آنان گفته شود: