منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٢
مشتمل بر لطف در تكاليف عقلى و نيز شرط در تكاليف سمعى (شرعى) است و آنچه داراى اين خصوصيت باشد، واجب است.
بيان صغراى نخست (نبوت مشتمل بر لطف در تكاليف عقلى است) اين است كه عبادات از پيامبران دريافت مى گردد و شكى نيست كه مواظبت بر آنها موجب تقويت معرفت معبود مى شود كه خود واجب عقلى است، بنابر اين نبوت، لطف (مقرب) در واجبات عقلى است... و نيز اگر شرط تكليف واجب نباشد، اخلال و ترك آن جايز خواهد بود، و در نتيجه اخلال به مشروط (تكليف) نيز جايز خواهد بود و اخلال به واجب بر حكيم قبيح و نارواست».[١]
لزوم نبوت از ديدگاه حكيمان
راه حكما، راه ديگرى است . آنان از طريق لزوم وجود قانون در مجتمع بشرى وارد شده اند كه مايه حفظ نظام و بقاى نسل بشرى است و وضع چنين قانون به صورت واقع بينانه و عادلانه كار فرد يا گروهى نيست، زيرا بايد قانونگذار داراى شرايطى باشد كه جز در خدا جمع نيست، و از آنجا كه اين برهان در كتاب هاى فلسفى و احياناً كلامى به صورت فشرده مطرح شده است ما اين برهان را به گونه اى روشن و مشروح مطرح مى كنيم ولى در حقيقت لُبّ و روح برهان يكى است. اينك بيان اين برهان:
زندگى اجتماعى براى بشر امرى اجتناب ناپذير است. حال سرچشمه آن چيست، فعلاً وارد آن نمى شويم گاهى مى گويند: زندگى اجتماعى براى
[١] اللوامع الالهيه، ط: تبريز، ص١٦٦ـ ١٦٧.