منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٧٦
يكى از اين دو راه، ريشه قرآنى دارد، و دومى راهى است كه عقلاى جهان در قضاوت هاى خود بر آن تكيه مى كنند و از اين طريق، حق و باطل را از هم باز مى شناسند و البته قرآن نيز به نوعى آن را يادآور شده است چنان كه روشن خواهد شد.
١. تنصيص پيامبر پيشين
هرگاه نبوت فردى با دلايل قطعى ثابت شد و او نشانه ها و ويژگى هاى پيامبر بعد از خود را به گونه اى روشن بيان كرد، آنگاه خصوصيات وارد در كلام او به نحو روشن بر فردى منطبق گرديد، در اين صورت مى توان نبى بعدى را از طريق تنصيص پيامبر پيشين شناخت.
نص پيامبر قبل بر پيامبر بعد از خود و معرفى شخص او و يا بيان نشانه ها و ويژگى هاى او امرى است كه طبع رسالت و هدف نبوت آن را اقتضا مى كند تا اين كه راه براى گرايش انسان هاى حقيقت جو به رسولان الهى از هر جهت هموار گردد و در نتيجه هدف بعثت تأمين شود چنان كه در تاريخ امامان معصوم (عليهم السلام) اين نكته به روشنى ديده مى شود كه امام قبل، امام پس از خود را گاهى به صورت خاص وگاهى با بيان نشانه هاى او، معرفى نموده است، قطعاً اين روش مورد توجه پيامبران نيز بوده است چنان كه در خصوص پيامبر اسلام نص قرآنى اين مطلب را تأييد مى كند هر چند به خاطر تحريف حقايق تاريخى اين مطلب در مورد همه پيامبران در دسترس ما نمى باشد.
مسلمانان مدعى آن هستند كه حضرت مسيح پيامبر پس از خود را به عنوان فردى به نام «احمد» تعيين كرده است و قرآن اين حقيقت را در آيه ياد