منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٠٣
مى پردازيم.
شكى نيست كه قرآن در به كار بردن واژه وحى، اصطلاح خاصى ندارد بلكه هر جا اين لفظ را به كار مى برد ريشه لغوى آن را رعايت مى نمايد ولى در عين حال ممكن است موارد تازه اى را نشان دهد كه به خاطر محدوديت هاى دانش بشر، به كار بردن لفظ «وحى» در آنها معمول نبوده است، ولى چون قرآن از يك افق بالاتر بر جهان هستى مى نگرد، و عالم هستى را جهان آگاه و بينا و شنوا قلمداد مى نمايد، در مورد حيوانات و جمادات نيز اين واژه را به كار برده است به خاطر اين كه در همگى، آموزش مخفى و سريع وجود دارد، كار قرآن در اين جا ارائه مصاديق جديد و تازه است نه تغيير معنى «وحى» اينك موارد كاربرد لفظ وحى در قرآن را بررسى مى كنيم:
١. هدايت هاى تكوينى يا قانونمندى جهان آفرينش
از مواردى كه قرآن كلمه وحى را به كار برده است همان مورد آسمان ها است. شكى نيست كه جهان بالا در پرتو نظام ويژه و قانونمندى خاصى برپاست و اگر اين اصول و سنن از آن گرفته شود، نظام آن فرو ريخته و خلقت نابود مى شود قرآن در مورد جهان بالا چنين مى گويد:
(فَقَضاهُنَّ سَبْعَ سَماوات فى يَوْمَيْنِ وَأَوحى فِى كُلِّ سَماء أَمْرَها وَزَيَّنّا السَّماءَ الدُّنْيا بِمَصابيحَ وَحِفْظاً ذلِكَ تَقْدِيرُ العَزِيزِ العَلِيمِ) .[١]
«آنها را در دو روز(دوره) به صورت هفت آسمان در آورد، و وظيفه هر آسمانى را به آن القا
[١] فصلت / ١٢.