منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٠٢
مى شوند:
١. آياتى كه در آنها واژه «تبعيت» به كار رفته است.
٢. آياتى كه در آنها از واژه «اطاعت» استفاده شده است.
واژه اطاعت غالباً در مورد پيروى از گفتار رهبران و مربيان و واژه «تبعيت» بيشتر درمورد پيروى روش و رفتار، رهبران به كار مى رود.
با توجه به اين كه در اين آيات بدون قيد و شرط فرمان مى دهد كه از پيامبر تبعيت كنيم قهراً بايد پيامبر گرامى در گفتار و رفتار مصون از لغزش بوده و اعمال او همگى مورد رضاى خدا باشد و در غير اين صورت فرمان پيروى از او به صورت فرمان پيروى از گناه درمى آيد و هرگز خدا فرمان تبعيت از خلاف و گناه را نمى دهد چنان كه مى فرمايد:
(...قُلْ إِنَّ اللّهَ لا يَأْمُرُ بِالفَحْشاءِ أَتَقُولُونَ عَلَى اللّهِ ما لا تَعْلَمُونَ).[١]
«بگو خدا به انجام بدى ها فرمان نمى دهد آيا آنچه را نمى دانيد به خدا نسبت مى دهيد؟».
و عين همين بيان در آيات مربوط به اسوه بودن پيامبر گرامى حاكم است، اسوه بودن يك انسان آن هم بدون قيد و شرط ملازم با معصوم بودن او است. و اگر او از نظر گفتار و رفتار معصوم نباشد فرمان به اسوه گيرى او ملازم با فرمان به انجام گناه و خطا است كه خداوند پيراسته از آن است.
با اين بيان مى توان از آيات مربوط به وجوب اطاعت از پيامبر نيز عصمت او را استفاده كرد و اگر بگوييم اين آيات مربوط به اطاعت از فرمان هاى زبانى است دلالت اين آيات منحصر به عصمت در گفتار مى شود، ولى اگر اطاعت شامل رفتار نيزباشد، دليل بر عصمت در رفتار نيز خواهد بود.
[١] اعراف/٢٨.