منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٦٦
همچنين خدا از طريق فطرت كارهاى خير و شر را به انسان آموخته است و هر انسانى در درون خود گرايش به كارهاى خير ودورى از كارهاى زشت و ناهموار را آموخته است چنان كه مى فرمايد:
(وَهَدَيْناهُ النَّجْدَينِ) .[١]
«او را به خير و شر هدايت كرديم».
وباز مى فرمايد:
(فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَتَقْويها) .[٢]
«زشتى ها و خوبى ها را به (نفس انسان) الهام نموديم».
وباز مى فرمايد:
(إِنّا هَدَيْناهُ السَّبيلَ إِمّا شاكِراً وَإِمّا كَفُوراً).[٣]
«ما او را به راه (راست) هدايت كرديم يا شاكر و سپاسگزار است و يا ناسپاس كفر ورز».
ولى اين گرايش هاى درونى غالباً محكوم گرايش هاى تعديل نيافته و رهبرى نشده غرايز و تمايلات درونى است كه نمى تواند در زندگى چراغى روشن و فروزان در مسير غبار آلود غرايز باشد، از اين جهت يك چنين حجت، به خاطر كم فروغى، ملاك سؤال وحساب و كيفر نمى باشد، ـ لذا ـ بايد حجت نيرومند ديگرى به حمايت از اين حجت باطنى برخيزدتا هر نوع باب عذر و پوزش را به روى بشر ببندد اين همان بعثت پيامبران گرامى است كه حجت را بر
[١] بلد/١٠.
[٢] شمس/٨.
[٣] انسان/٣.