منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٨١
١. جنون و ديوانگى
جنون كه معادل فارسى آن «ديوانگى» است يكى از تهمت هاى عمومى است كه اكثريت مناديان توحيد به آن متهم شدند. زيرا اين گروه پيوسته بر خلاف ميل جامعه حركت مى كردند، و يك چنين حركت، كه از قبيل حركت بر خلاف مسير آب است در نظر مردم يك حركت محال وجنون آميز است، وجز افراد فاقد عقل و خرد، چنين كارى را انجام نمى دهند.
مجنون از كلمه «جن» اخذ گرديده و معنى لغوى آن جن زده است، همانگونه كه در زبان فارسى مقصود از ديوانه كسى است كه از جانب ديو آسيب ديده ولى به مرور زمان معنى ريشه اى به دست فراموشى سپرده شد و معناى وسيع به خود گرفت، يعنى فاقد عقل و خرد، هر چند عامل آن جن زدگى نباشد.
اين تهمت در ميان پيامبران بيش از همه متوجه پيامبر اسلام شده است ، و در عين حال در قرآن مجيد در باره نوح و صالح و شعيب و موسى بلكه عموم پيامبران يادآورى شده است كه به همگى اشاره مى كنيم.
در باره عموم پيامبران چنين مى فرمايد:
(كَذلِكَ ما أَتَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ رَسُول إِلاّ قالُوا ساحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ) .[١]
«همچنين براى امت هاى پيشين، پيامبرى نيامد مگر اين كه به او گفتند جادوگر است يا ديوانه».
در باره نوح يادآور مى شود:
(كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوح فَكَذَّبُوا عَبْدَنا وَقالُوا مَجْنُونٌ وَازْدُجِر).[٢]
[١] ذاريات/٥٢.
[٢] قمر/٩.