منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٤
در آيات مربوط به قسط، هدف، پيشگيرى از اختلافات است.
انگيزه پنجم: تزكيه يا تعديل غرايز
برخلاف انديشه برخى از حكيمان كه شخصيت انسان را در تفكر و انديشه (نفس ناطقه) خلاصه مى سازند، نيمى از شخصيت انسان را غرايز و تمايلات فطرى او تشكيل مى دهد. از آنجا كه سر وكار حكيمان با ادراك و تفكر بوده از اين دريچه به او نگريسته و او را به عنوان موجود متفكر تعريف كرده اند، در حالى كه علماى اخلاق و كسانى كه با تزكيه انسان ها سر وكار دارند، بيشتر با غرايز و فطريات او در ارتباطند و به انسان از اين نظر كه توده اى از غرايز است مى نگرند، بنابر اين تعريف جامع اين است كه بگوييم: بخشى از شخصيت او را ادراك و بخشى ديگر را غرايز و تمايلات او تشكيل مى دهد.
در نهاد انسان توده اى ازغرايز و فطريات است كه كم و بيش با آنها آشنايى داريم. اگر ازمسئله خداجويى بگذريم، كه خود نيز از فطريات است، اصولاً ميل به فضايل و نيكى ها، و اجتناب از رذايل و ناپاكى ها براى انسان يك امر فطرى است. البته مسايل فطرى منحصر به اينها نيست. تمايلات جنسى، ميل به لذايذ، گرد آورى مال و ثروت، گرايش به منصب و مقام، هر يك در وجود انسان ريشه هاى تكوينى و طبيعى دارند، و ناديده گرفتن و تعطيل اين غرايز، حيات نوين انسانى را به خطر مى افكند، همچنان كه افراط در آنها به آزادى هوس تبديل مى شود، و آن نيز بسان تفريط، وجود انسان را تحديد مى كند از اين جهت بايد مسئله غرايز، به صورت صحيح تعديل و رهبرى شود و انسان نه به صورت راهب و تارك دنيا درآيد كه قيد هر نوع