منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٣٥
بر خلاف عادت كه همراه با دعوى نبوت و تحدى و مبارز طلبى و با مدعا هماهنگ بوده و كسى از عهده معارضه با آن بر نيايد.
در اين تعريف براى اعجاز، قيودى ذكر شده است كه هر يك را اجمالاً مطرح مى كنيم:
١. اعجاز، كار خارق العاده است (خارق للعادة): معجزه در حالى كه يك پديده خارجى است و براى خود علتى دارد، هرگز بر منوال امور عادى نيست بلكه بر خلاف قوانين متعارف مى باشد، مثلاً مار كوچك بر اثر مرور زمان افعى مى گردد، يا بيماران بر اثر مراقبت هاى پزشكى بهبودى مى يابند، آب هاى زير زمينى از طريق حفر قنات و چاه هاى نيمه عميق و عميق بيرون كشيده مى شوند ولى هرگاه يك چنين نتايج بدون علل عادى آن، پيدا شوند قهراً كار خارق العاده خواهند بود مثلاً چوب خشك در يك لحظه افعى شود بيمار با دست كشيدن كسى بر بدن يا موضع درد او شفا يابد، آب هاى زير زمينى با كوبيدن عصا بيرون ريخته شوند، قطعاً چنين كارى معجزه (خارق العاده) خواهد بود.
البته ممكن است كارى در زمانى خارق العاده باشد و در زمان ديگر حالت عادى پيدا كند، مثلاً معالجه مبتلايان به سل و يا سرطان در گذشته امكان عادى نداشت ولى اكنون تا حدودى جنبه عادى پيدا كرده است، پرواز انسان در آسمان در گذشته خارق العاده بود ولى اكنون يك كار متعارف است، آرى عادى است ولى «خارق العاده » نيست زيرا از علل طبيعى روشن و معين كمك مى گيرد در حالى كه معجزه، پيوسته «خارق العاده» است چه در گذشته و چه حالا زيرا آورنده آن از علل پنهانى كمك مى گيرد.
و به ديگر سخن: امور غيرعادى ممكن است، كم كم حالت عادى به خود بگيرند، مانند معالجه سل و برخى ديگر از بيمارى هاى صعب العلاج كه