منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٨٣
مفاد واژه هاى ياد شده در قرآن مى پردازيم:
١. واژه نبوت:
لفظ «نبى» از نظر ادبى صفت مشبهه است ولى در ريشه اشتقاقى آن دو نظر وجود دارد: برخى بر اين عقيده اند كه لفظ «نبى» ناقص واوى است و از «نبوت» و «نباوت» مشتق است و معنى آن ارتفاع و بلندى است و اگر پيامبران را «نبى» و «انبيا» مى نامند به خاطر رفعت درجه اى است كه دارا مى باشند.
برخى ديگر آن را مشتق از «نبأ» مهموز مى دانند و نبأ به معنى خبر است در اين صورت «نبى» به يكى از دو معنا خواهد بود، اگر متعدى باشد به معنى «خبر دهنده»، و اگر آن را لازم بدانيم به معنى «خبردار» مى باشد و در هر حال پيامبران هم گزارش گرانند، و هم گزارش داران، ولى بيشتر دانشمندان نظر دوم را تأييد مى كنند به گواه اين كه اين واژه در همه جا با همزه به كار مى رود مانند «نبأ» و «تنبأ» و «متنبىء» و از اين قبيل است الفاظ: «ذريه» ، «بريه» و«خابيه» كه در لهجه تهامه و مكه بدون همزه تلفظ مى شود بر خلاف ديگر لهجه ها.[١]
چيزى كه بايد در اين جا از آن سخن گفت، اين است كه لفظ نبأ هميشه يا غالباً در مواردى به كار مى رود كه مضمون خبر حائز اهميت باشد، و يا اين كه خبر دادن از چيزى در وقت خاصى امر قابل توجهى تلقى گردد و بررسى كاربرد لفظ «نبأ» در قرآن اين حقيقت را روشن مى سازد زيرا واژه «نبأ» به صورت مفرد و جمع و به صورت مضاف و غير مضاف در قرآن در (٢٥) مورد آمده
[١] نهايه، ابن اثير، ماده«نبأ» براى تفصيل به مفاهيم القرآن ، ج٤ رجوع شود.