منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٦٤
با توجه به آنچه يادآور شديم كه تعليم كتاب و حكمت زمينه اصلاحات عقيدتى و اجتماعى و اخلاقى است وجه تقديم تعليم بر تزكيه در گفتار ابراهيم روشن مى شود زيرا تا تعليم كتاب و حكمت صورت نگيرد و به اصطلاح بشر با برنامه الهى آشنا نگردد چگونه مى تواند حالت تزكيه پيدا كند، زيرا تزكيه و طهارت نفس، معلول عمل به دستورات الهى است كه در كتاب و حكمت وارد شده است ولى از آنجا كه تعليم كتاب و آموزش حكمت نسبت به اهداف والاى بعثت جنبه مقدّمى و ابزارى دارد، گويى در حقيقت بعثت پيامبران و نزول حكمت براى تحقق بخشيدن به آن اهداف سه گانه است كه يكى از آنها اصلاح اخلاقى مى باشد، در آياتى كه خدا از جانب خود مسئله را مطرح مى كند به خاطر اهميّت هدف، آن را بر مقدّمه، مقدّم داشته و فرموده است:
(هُوَ الَّذِى بَعَثَ فِى الأُمِّييِّنَ رَسُولاً مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الكِتابَ وَالحِكْمَةَ وَإِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِى ضَلال مُبين).
«[١]او است كه در ميان افراد درس نخوانده پيامبرى را از خودشان برانگيخت، تا آيات خدا را تلاوت كند و آنانرا (از رذايل اخلاقى) پاكيزه گرداند و كتاب و حكمت را به آنان بياموزد هر چند قبلاً در گمراهى آشكار بودند».
خلاصه، تقديم و تأخير در هر مورد به خاطر نكته اى است كه بيان گرديد.
انگيزه هفتم: اتمام حجّت بر بندگان
از برخى از آيات استفاده مى شود كه هدف از بعثت پيامبران اتمام حجت
[١] جمعه/٢.