منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٣٣
نه ازحديث و نه حقيقت شفاعت را درك كرده اند.
شفاعت يك نوع روزنه اميد به روى مجرمان و گنهكاران است كه در سايه اعتقاد به آن، يأس و نوميدى بر آنان سايه نيفكند زيرا در حالت يأس، ديگر انسان از انجام هر نوع كردار بد و ناروا ابا نمىورزد از اين جهت با گشودن اين روزنه اميد يك نوع افق نيمه روشن در برابر گنهكار خودنمايى مى كند تا شرايط خود را دگرگون سازد و اعمال بد را متوقف كند تا شايد مشمول لطف الهى گردد.
شفاعت قرآن شفاعت محدودى است و براى خود شروطى مى طلبد كه مهمترين آنها اذن الهى است. تا از او اذنى صادر نشود پيامبران اقدام به شفاعت نكرده و حق شفاعت ندارند و علم به وجود چنين شرطى بسيار مشكل است از اين جهت شفاعت جز يك روزنه اميد براى گنهكاران تجلى ديگرى ندارد.
از آنجا كه ما درباره ماهيت شفاعت و شروط آن در جلد هشتم به صورت گسترده سخن گفته ايم دامن سخن را در اينجا كوتاه مى سازيم و آياتى را كه چنين مقامى را براى پيامبران ثابت مى كنند يادآور مى شويم.
شفيعان روز رستاخيز
آياتى كه از شفيعان نام ببرد بسيار كم است و خدا اين مسئله را به صورت مبهم در قرآن مطرح كرده است واين خود در گرو مصلحتى است كه در جاى خود بيان شده است فقط در برخى از آيات تصريح كرده كه فرشتگان پس از اذن و گزينش خدا شفاعت مى كنند چنان كه مى فرمايد:
(وَكَمْ مِنْ مَلَك فِى السَّماواتِ لا تُغْنى شَفاعَتُهُمْ شَيْئاً إِلاّ مِنْ بَعْدِ أَنْ