منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٢٣
اخراج پيامبر بگيرند و او را از شهر بيرون رانند، در حالى كه قريش تصميم بر قتل پيامبر گرفت نه بر اخراج او، و اين پيامبر بود كه براى رهايى از توطئه قتل و خنثى كردن نقشه مشركان، مكه را به عزم مدينه ترك گفت. بنابر اين هجرت پيامبر موضوع براى اين سنت الهى نيست....
و لذا قرآن اين حقيقت را با جمله (وَإِنْ كادُوا لَيَسْتَفِزُّونَكَ) بيان مى كند ـ و مفاد آن اين است كه نزديك بود كه بر اخراج تو تصميم بگيرند ـ ولى موفق به اين كار نشدند، بلكه برنامه آنان عوض شد، و نقشه قتل پيامبر را ريختند.
٤. نزول عذاب و نجات پيامبران و مؤمنان
در محكمه عدل الهى آنگاه كه مجرمان كه خواهان خاموشى چراغ هاى هدايت بودند، محكوم به هلاك و نابودى مى شدند; مشيت الهى جوشيده از عدل حكيمانه ايجاب مى كرد كه پيامبران و پيروان آنان را از عذاب نجات دهد، زيرا ميان گناه و نزول عذاب رابطه اى است كه قرآن از آن پرده برداشته است و قرآن به اين سنت الهى كه در حقيقت مقتضاى عدل او است به صورتى كلى و جزئى اشاره نموده و مى فرمايد:
(فَهَلْ يَنْتَظِرُونَ إِلاّ مِثْلَ أَيّامِ الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِهِمْ قُلْ فَانْتَظِرُوا إِنِّى مَعَكُمْ مِنَ المُنْتَظرِينَ* ثُمَّ نُنَجّى رُسُلَنا وَالَّذِينَ آمَنُوا كَذلِكَ حَقّاً عَلَيْنا نُنجِ الْمُؤْمِنينَ)[١].
«آيا جز در انتظار روزهايى مانند روزهاى اقوام پيشين هستند؟ بگو: منتظر باشيد من نيز با شما از منتظرانم(آنگاه كه عذاب مى آيد) ما پيامبران خود و مؤمنان را نجات مى دهيم، بر ما است كه مؤمنان را از عذاب نجات بخشيم».
جمله( كَذلِكَ حَقّاً عَلَيْنا نُنجِ الْمُؤْمِنينَ)بيانگر سنت الهى است.
[١] يونس/١٠٣ـ١٠٢.