منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٢٢
در اين جا دو نكته شايان توجه است:
١. خدا سنت هاى خود را كه از مصالح واقعى و علم بى پايان سرچشمه مى گيرد غير قابل تغيير اعلان مى كند در برابر سنت هاى بشرى كه پيوسته از منافع شخصى وعلم محدود سرچشمه مى گيرد و لذا پيوسته در دست تغيير و دگرگونى است و قرآن بر ثبات سنت هاى الهى در آيات ديگر نيز تأكيد مى كند.[١]
٢. اگر سنت الهى بر اين تعلق گرفته است كه گروهى را كه خواهان خاموش كردن چراغ هدايت از طريق اخراج پيامبران از سرزمين خود مى باشند; نابود سازند، پس چگونه توطئه گران قريش كه پيامبر را به هجرت از مكه وادار كردند مشمول چنين سنت نشدند؟ قرآن يادآور مى شود كه قريش دور هم گرد آمدند و سرانجام تصميم گرفتند كه درباره او يكى از سه كار را انجام دهند. او را:
١. زندانى كنند، ٢. بكشند، ٣. از مكه بيرون نمايند.
و قرآن اين توطئه را در آيه ياد شده در زير يادآور مى شود:
(وَإِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَيَمْكُرُونَ وَيَمْكُرُ اللّهُ وَاللّهُ خَيْرُ الماكِرينَ)[٢].
ِ«به ياد آر زمانى را كه از افراد كافر درباره تو توطئه كردند تا تو را زندانى كنند يا بكشند، يا بيرون نمايند، آنان از در حيله وارد شدند، خدا حيله آنان را بى اثر ساخت، خدا حيله حيله گران را به نحو احسن پاسخ مى گويد».
در اين جا مى توان به اين صورت، اين پرسش را پاسخ گفت:
١. اين آيه ناظر به موردى است كه آنان به طور مستقيم، تصميم بر
[١] انفال/٣٨، حجر/١٣، كهف/٥٥، احزاب/٣٨ـ ٦٢، فاطر/٤٣، غافر/٨٥، فتح/٢٣.
[٢] انفال/٣٠.