منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥١٥
بر قلب حكومت مى كند، آنچه شايسته پيامبران نيست همان قسم دوم است كه هرگز با عصمت و مقام شامخ آنان سازگار نيست، و امّا قسم اول، كه به صورت رهگذر و نتيجه فشار طاقت فرساى حاكم بر زندگى آنان است منافاتى با عصمت ندارد، زيرا يك چنين گمان برق آسا ايمان قوى و نيرومندى به دنبال دارد كه بر آن خط بطلان كشيده ويادآور مى شود كه تأخير نصرت، معلول مصالحى است كه از ما پوشيده است.
اين دو پاسخ را مى توان درباره آيه ياد شده در زير نيز مطرح كرد:
(أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الجَنَّةَ وَلَمّا يَأْتِكُمْ مَثَلُ الَّذِينَ خَلَوا مِنْ قَبْلِكُمْ مَسَّتْهُمُ البَأْساءُ وَالضَّراءُ وَزُلْزِلُوا حَتّى يَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ مَتى نَصْرُ اللّهِ أَلا إِنَّ نَصْرَ اللّهِ قَرِيبٌ)[١].
«آيا گمان كرده ايد كه وارد بهشت خواهيد شد، و حال آن كه با سرگذشت پيشينيان روبرو نشده ايد، ناگوارى ها و ناملايمات آنان را فرا گرفت، و متزلزل شدند، تا آنجا كه پيامبر و مؤمنان همراه او گفتند نصرت خدا كى خواهد آمد؟ آگاه باشيد كه نصرت خدا نزديك است».
مسلماً يك چنين گفتار تضرع آميزى همراه با يك نوع يأس و نوميدى، زبان حال بوده، نه زبان گفتار، يعنى شرايط، مأيوس كننده و تزلزل آور بوده نه اين كه آنان در واقع نوميد و متزلزل بوده اند.
و اگر هم چنين انديشه اى از خاطر آنان مى گذشت، رهگذارى بود كه ايمان واقعى و عميق پيامبران و مؤمنان آن را خنثى مى كرد.
٣. پاسخ ديگر اين كه : مقصود از ضمير متصل در «وَظَنّوا» رسولان نيست ـ بلكه مردم است ـ يعنى تأخير نصرت الهى سبب شد كه مردم به خود جرئت داده و بگويند: وعده نصرتى در كار نبوده است و دارندگان اين انديشه
[١] بقره/٢١٤.