منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٠٠
انسان خوار و برخاسته از طبقه محروم مى خواهد بر ما حكومت كند.[١]
١٢. فرار از شنيدن تبليغ
برنامه هاى پيامبران در كام افراد گمراه بسان داروى تلخ در كام بيماران است ولى همين داروى تلخ، تضمين كننده عافيت و صحت آنها است، و اين بيمارى است كه آن برنامه ها را در كام آنان، تلخ و ناخوشايند مى سازد. از اين جهت قوم نوح هرگاه با دعوت وى روبرو مى شدند; نخست گوش ها را مى گرفتند و به اين اكتفا نمى كردند جامه هاى خود را به سر مى كشيدند تا سخنان او به گوش آنان نفوذ نكند. چنان كه مى فرمايد:
(وَإِنّى كُلَّما دَعَوْتُهُمْ لِتَغْفِرَ لَهُمْ جَعَلُوا أَصابِعَهُمْ فِى آذانِهِمْ وَاسْتَغْشَوا ثِيابَهُمْ وَأَصَرُّوا وَاسْتَكْبَرُوا اسْتِكْباراً) .[٢]
«من هرگاه آنان را دعوت مى كردم تا آنان را بيامرزى، انگشتان خود را در گوش هاى خود فرو مى بردند و لباس ها را بر سر مى كشيدند، و براين كار اصرار مىورزيدند و كبر نشان مى دادند».
قريش در باره پيامبر گرامى (صلى الله عليه وآله وسلم) برنامه هاى مختلفى تهيه ديده بود تا به هر قيمت تمام شود جلو تبليغ او را بگيرند و چون قرآن در انديشه آنان زيبايى و جاذبه خاصى داشت و احياناً با شنيدن آيه اى، اسلام رامى پذيرفتند از اين جهت بخشنامه شدكه هر موقع پيامبر در مسجد الحرام با آهنگ دلرباى خود مشغول خواندن قرآن شود، در اطراف او سر و صدا ايجاد كنند تا آواى قرآن در آن جار و جنجال ، گم و نامفهوم باشد.
[١] زخرف/٥٢.
[٢] نوح /٧.