منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٩٩
«هيچ پيامبرى به سوى آنان نمى آمد مگر اينكه او را مسخره مى كردند».
و هر اندازه كه مردم از نظر فرهنگ در درجه پايين ترى بودند پايه استهزاى آنان بالاتر بود. و به تعبير ديگر گروه بى فرهنگ عاجزترين و ناتوان ترين گروه در مقابله با پيامبران بودند مسخره كردن، حربه انسان ناتوان است. و عرب جاهلى در اين قسمت گوى سبقت را از ديگران برده بود. قرآن مى فرمايد:
(وَإِذا رَآكَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ يَتَّخِذُونَكَ إِلاّ هُزُواً...) .[١]
«هنگامى كه كافران تو را ببينند با تو برخوردى جز تمسخر و استهزا ندارند».
و باز مى فرمايد:
(وَإِذا رَأَوْكَ إِنْ يَتَّخِذُونَكَ إِلاّهُزُواً أَهذا الَّذِى بَعَثَ اللّهُ رَسُولاً) .[٢]
آنان نه تنها با رسول گرامى چنين برخوردى داشتند بلكه ياران و پيروان او را نيز به باد مسخره گرفتند و منافقان بيش از همه از اين شيوه استفاده مى كردند چنان كه مى فرمايد:
(...وَإِذا خَلَوا إِلى شَياطِينِهِمْ قالُوا إِنّا مَعَكُمْ إِنَّما نَحْنُ مُسْتَهْزِءُونَ) .[٣]
امّا اين كه مايه هاى استهزاى آنان چگونه بوده در اين مورد مى توان از آيات قبلى كمك گرفت. ناچار واقعيت هاى موجود را مطابق دلخواه خود تفسير مى كردند. آنگاه به مسخره كردن آنان مى پرداختند. مثلاً مى گفتند: آيا اين انسانى كه يك مشت افراد گرسنه و فقير دور اوجمع شده اند، فرستاده خداست؟ همچنان كه فرعون اين مطلب را به گونه اى يادآور شده و گفت: اين
[١] انبياء/٣٦.
[٢] فرقان/٤١.
[٣] بقره/١٤.