منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٩٣
٣. مفسران درباره پيامبر اسلام مى نويسند كه گروهى از سران شرك از حضرتش درخواست كردند، فقيران و مستمندان را از دور خود متفرق سازد و لااقل در جلساتى كه ثروتمندان در حضور پيامبر هستند; مستمندان حضور نيابند.
قرآن در نقد انديشه اين گروه به صورت محكم و استوار چنين مى فرمايد:
(وَاصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالغَداةِ وَالعَشِىّ يُريدُونَ وَجْهَهُ وَلا تَعْدُ عَيْناكَ عَنْهُمْ تُريدُ زِينَةَ الحَياةِ الدُّنْيا وَلا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنا قَلْبَهُ عَنْ ذِكْرِنا وَاتَّبَعَ هَواهُ وَكانَ أَمْرُهُ فُرُطاً) .[١]
«با افرادى كه هر صبح و شام خدا را مى خوانند و رضاى خدا را مى طلبند بساز و صبر كن، هرگز به خاطر زيور زندگى دنيا ديدگان لطف و محبت خود را از آنان مگير، و از كسى كه قلب او را از ياد خود غافل ساخته ايم و از هوا و هوس پيروى كرده و كارهاى او دور از حد اعتدال است پيروى مكن».
و به همين مضمون است آيه ٢٥ سوره انعام.
٤. قرآن كريم آنجا كه مخالفت مترفان را با پيامبران يادآور مى شود، دستاويز آنان را فزونى مال و ثروت و كثرت فرزندان معرفى مى كند و مى فرمايد:
(وَما أَرْسَلْنا فِى قَرْيَة مِنْ نَذِير إِلاّ قالَ مُتْرَفُوها إِنّا بِما أُرْسِلْتُمْ بِهِ كافِرُونَ* وَقالُوا نَحْنُ أَكْثَرُ أَمْوالاً وأَولاداً وَما نَحْنُ بِمُعَذَّبينَ) .[٢]
«در هيچ قريه اى بيم دهنده اى نفرستاديم مگر آن كه مترفان گفتند ما به آنچه شما براى تبليغ آن مبعوث شده ايد كافريم، و ما اموال و فرزندان بيشترى از شما داريم، و ما گرفتار عذاب نخواهيم شد».
[١] كهف/٢٨.
[٢] سبأ/٣٤ـ٣٥.