منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٩١
باز همين منطق را از امت هاى پيشين نقل كرده مى فرمايد:
(...أَبَشَرٌ يَهْدُونَنا فَكَفُروا وَتَوَلَّوْا...).[١]
«آيا بشرى ما را هدايت مى كند، پس كفر ورزيده وروى برگردانيدند».
و به همين مضمون است آيه ١٥ از سوره يس.
ما در بحث مربوط به لزوم اصل نبوت يادآور مى شويم كه يكى از پايه هاى هدايت هم سنخ بودن مربى و افراد تحت تربيت است و گروهى كه فكر مى كنند بايد رهبر، ملك و فرشته باشد، از ضرورت هم سنخ بودن غفلت ورزيده اند. و لذا قرآن در نقد اين نظريه مى فرمايد:
(قُلْ لَوْ كانَ فِى الأَرْضِ مَلائِكَةٌ يَمْشُونَ مُطْمَئِنِّينَ لَنَزَّلْنا عَلَيْهِمْ مِنَ السَّماءِ مَلَكاً رَسُولاً).[٢]
«بگو اگر در زمين فرشتگانى باشند براى آنان فرشته اى به عنوان رسول اعزام مى كرديم».
و چون ما در اين باره در آغاز كتاب سخن گفته ايم به همين اندازه بسنده مى كنيم.
٨. تهى دستى پيامبران وياران
شخصيت در هر محيطى براى خود ملاك خاصى دارد در مجامع علمى، ملاك شخصيت، علم و دانش، و در جوامع سرمايه دارى عظمت افراد، بستگى به فزونى ثروت و امكانات مالى دارد، در ميان قدرتمندان، زورمندترين افراد، از شخصيت والايى برخوردار است، محيطى كه پيامبران گرامى در آنها مبعوث مى شدند، محيط استكبار و استضعاف بود، كار در دست مستكبران و
[١] تغابن/٦.
[٢] اسراء/٩٥.