منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٨٩
منطق افراد سطحى و قشرى است كه انديشه نو را نشانه ترقى، و فكر ديرينه را نشانه باطل بودن مى انگارند. در حالى كه در سنجش خرد، حق و باطل براى خود ميزان مشخصى دارد كه در آن حدوث و قدم مؤثر نيست.
قرآن اين تهمت را از زبان مشركان عصر رسالت به صورت مكرر نقل مى كند، چنان كه مى فرمايد:
(...يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هذا إِلاّ أَساطِيرُ الأَوَّلِينَ) .[١]
«افراد كافر مى گويند قرآن جز داستان هاى گذشتگان چيزى نيست».
و باز مى فرمايد:
(...لَوْ نَشاءُ لَقُلْنا مِثْلَ هذا إِنْ هذا إِلاّ أَساطِيرُ الأَوَّلينَ).[٢]
«اگر بخواهيم مانند قرآن تو را مى آوريم، آن جز افسانه هاى پيشينيان چيزى نيست».
و اين اتهام در سوره هاى نحل/٢٤، مؤمنون/٨٣، فرقان /٥، نمل/٦٨، احقاف/١٧، قلم/١٥، مطففين/١٤، همگى مربوط به پيامبر اسلام وارد شده است.
سوء استفاده از يك رشته واقعيت ها
تا اين جا بخش اتهامات مخالفان پيامبران به پايان رسيد و نوع تهمت ها روشن شد از خلال همين تهمت ها مى توان به طهارت و پاكدامنى پيامبران پى برد، د ر كنار اين اتهامات، بر زندگى پيامبران يك رشته واقعيت هايى حكومت مى كرد، كه به هيچ وجه مايه نقص و عيب نبود ولى گروه مخالف آن واقعيت ها را به صورت بد تفسير نموده و به اصطلاح سوء استفاده مى كردند، ما اكنون اين
[١] انعام/٢٥.
[٢] انفال/٣١.