منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٧٦
٤.«فرعون از موسى روى برگرداند و گفت جادوگر يا ديوانه است».
٥.«مى گويند او ديوانه است در حالى كه قرآن او چيزى جز مايه يادآورى نيست».
٦.«ما در تو نوعى سبكى انديشه و فكر مى بينيم و گمان مى كنيم كه دروغ مى گويى».
٧.«از دو فرشته چيزى مى آموختند كه به وسيله آن ميان زن و شوهر جدايى بيفكنند».
٨.«ساحران به سجده افتادند و گفتند به خداى موسى و هارون ايمان آورديم».
٩. «و كافران گفتند: اين جادوگرى كذاب است».
١٠.«اين جز جادويى كه فرا آموخته چيزى نيست».
١١.«و گمان ما اين است كه دروغ مى گويى».
١٢.«يا به خدا عمداً دروغ بسته و يا آنكه جنون دارد كه بى اختيار خلاف مى گويد».
١٣.«فرعون گفت: بگذاريد موسى را بكشيم و او پروردگارش را بخواند، مى ترسم دينتان را دگرگون كند يا در اين سرزمين فساد انگيزد».
١٤.«آيا موسى و قوم او را آزاد مى گذارى تا در زمين فساد كنند، و تو و خدايانت را ترك نمايند؟».