منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٦٨
قرآن با جمله كوتاهى محدوديت دايره آگاهى انسان را روشن مى سازد و مى فرمايد:
(...وَما أُوتِيتُمْ مِنَ العِلْمِ إِلاّ قَلِيلاً) .[١]
«از دانش جز بهره اندكى نداريد».
گذشته از اين، آگاهى انسان مربوط به ظاهر زندگى و رويه آن است و از باطن اين جهان هيچ نوع آگاهى ندارد. چنان كه مى فرمايد:
(يَعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الحَياةِ الدُّنْيا وَهُمْ عَنِ الآخِرَةِ هُمْ غافِلُونَ) .[٢]
«آنان صورتى از زندگى دنيا مى دانند و از سراى ديگر، بى خبرند».
اكنون كه بشر از نظر تكنولوژى و شناخت روابط مادى تا حدى گام هاى بلندى برداشته است، انديشمندان واقع بين دانش خود را ناچيز مى شمارند، تا چه رسد به دوران هاى پيش از اسلام و معاصر آن كه علم و آگاهى بشر در آن شرايط، بسيار محدودتر بوده است، و شگفت اين كه در آن اعصار، گروهى به علم ناچيز خود تكيه كرده و به مخالفت با پيامبران برخاسته اند چنان كه مى فرمايد:
(فَلَمّا جاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالبَيِّناتِ فَرِحُوا بِما عِنْدَهُمْ مِنَ العِلْمِ وَحاقَ بِهِمْ ما كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِءُونَ) .[٣]
«آنگاه كه پيامبران آنان با دلايل به سوى آنان آمدند به علم و دانشى كه داشتند دل خوش كردند، ولى كيفر استهزاى آنان نسبت به پيامبران آنان را فرا گرفت».
البته استشهاد به اين آيه در صورتى است كه مقصود از ضماير در الفاظ
[١] اسراء/٨٥.
[٢] روم/٧.
[٣] غافر/٨٣.