منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٦٥
آنچه مهم است، تبيين انگيزه هاى سه گانه اى است كه به ترتيب بيان مى شوند.
١. تعصب بر روش نياكان
تعصب از ماده «عصب»به معنى عرق و پى است كه واقعيت آن به نژاد پرستى بر مى گردد، گويى علاقه به نژاد و خاندان، سبب مى شد كه همه حقايق را زير پا گذارند و يا لا اقل در مسايل مخالف با آن نينديشند ـ اين نوع از انگيزه غالباً در افراد عادى تبلور داشت نه ثروتى داشتند و نه مقامى، چيزى كه آنان را به مخالفت بر مى انگيخت اين كه دست كشيدن از روش نياكان براى آنان بسيار مشكل بود، و غالباً پيامبران با اين گروه و اين انگيزه روبرو بودند اينك به ذكر اين آيات به ترتيب تاريخ پيامبران مى پردازيم:
١. آنگاه كه حضرت صالح به قوم خود گفت:
(...أُعْبُدُوا اللّهَ ما لَكُمْ مِنْ إِله غَيْرُهُ...).
«خدا را كه جز او خدايى نيست بپرستيد».
در پاسخ وى گفتند:
(...أَتَنْهانا أَنْ نَعْبُدَ ما يَعْبُدُ آباؤُنا وَإِنَّنا لَفِى شَكّ مِمّا تَدْعُونا إِلَيْهِ مُرِيب).[١]
«آيا ما را از آنچه پدران ما پرستش مى كردند باز مى دارى؟ و ما در صحت دعوت تو در شك و ترديد هستيم».
٢. آنگاه كه ابراهيم با براهين روشن، بى پايگى بت پرستى را ثابت كرد آنان در پاسخ ابراهيم چنين گفتند:
(... وَجَدْنا آبائَنا لَها عابِدِينَ).[٢]
[١] هود/٦٢.
[٢] انبياء/٥٣.