منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٥٩
به سرقت زد. و فردى به نام ابو سالم از او شفاعت كرد. پيامبر فرمود: در حدود الهى نبايد شفاعت كنيد. آنگاه فرمود:
«إنّما هَلَكَ النّاسُ قَبْلَكُمْ أَنَّهُمْ كانُوا إذا سَرَقَ الشَّريفُ فيهِمْ تَرَكُوهُ وَإذا سَرَقَ الضَّعيفُ فِيهِمْ أَقامُوا عَلَيْهِ الحَدَّ».[١]
«مردمان گذشته به اين خاطر هلاك گرديدند كه هرگاه فرد سرشناسى دزدى مى كرد، او را رها مى كردند، و هرگاه انسان ناتوانى دست به سرقت مى زد، حدّ الهى را بر او جارى مى كردند».
كتمان حقايق
يكى از كارهاى زشت علماى يهود و نصارى اين بود كه حقايق را پنهان مى كردند و پنهان كردن حقايق، جدا از تحريف بود، تحريف به صورت كم و زياد كردن احكام و قوانين الهى بود، و يا به صورت تصرف در بشارات مربوط به پيامبر خاتم،انجام مى گرفت، ولى كتمان، انكار وجود حكمى در تورات و يا وجود بشارتى در انجيل بود. در اين جا نه تنها خود را گمراه مى كردند بلكه مايه گمراهى گروه بسيارى مى شدند، و اگر به راستى آنان، عالمان دين و راستگويان مذهب خود بودند، در همان عصر ظهور رسالت ختمى مرتبت، مى توانستند رستاخيزى در ميان خود ايجاد كنند و آنچه را كه ساليان درازى براى آن تبليغ كرده بودند; آشكارا به مردم بگويند، ولى متأسفانه گروهى عظيمى از آنان حقايق را از ملت خود كه آنان نيز نسبت به كتاب خود امّى وناآگاه بودند، پنهان نمودند.
سوره بقره كه از سوره هايى است كه در اوايل هجرت در مدينه بر پيامبر نازل شد، و نزاع وجدال اهل كتاب با پيامبر در آنجا وارد شده است، در آيات
[١] صحيح نسائى، ج٨، كتاب قطع السارق، ٧٢.