منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٥٤
زيرا علم و آگاهى طبعاً به عمل دعوت مى كند هر چند نمى توان آگاهى را سبب كامل ايمان دانست امّا علم يكى از پايه هاى ايمان است، از آنجا كه علماى دين در پرتو علم و آگاهى از شرايع، مردم را به ايمان و اخلاص دعوت مى كنند انتظار اين است كه آنان سر سوزنى از طريق حق منحرف نشوند بالأخص راهبان مسيحيت كه پيوسته مردم را به زهد و وارستگى دعوت مى كنند. حالا اگر اين گروه به خاطر مناصب دنيوى حقايق را كتمان كنند ويا حلال و حرام خدا را خدشه دار سازند، در اين صورت بيش از يك فرد عادى نكوهش مى شوند و شايد در آخرت هم كار آنان مشكل تر از جاهلان گمراه باشد.[١]
انحراف يك عالم دينى انحراف يك فرد نيست بلكه انحراف يك گروه جامعه است، زيرا مردم روى اعتمادى كه به عالم دينى دارند، او را كارشناس مسائل مذهبى مى انديشند، و گفتار و كردار او را، سند مى دانند. بنابر اين اگر عالم دينى تابع هوى و هوس گردد، قهراً نه تنها خود آلوده است بلكه ديگران را نيز آلوده مى سازد.
بدتر از آن اين كه عالم دين آلت دست قدرت هاى سياسى و ثروت اندوزان جامعه باشد در اين صورت است كه مستكبران و مترفان از طريق عالمان دينى، به استثمار و استضعاف جامعه پرداخته، و آنان را به خدمت مى گيرند. اينجاست كه ارزش آن دانشمند دينى و آن زاهد وارسته كه به هيچ قيمت حاضر به تحريف و كتمان حقيقت نمى شود، و رضاى خدا را با رضاى مردم عوض نمى كند، كاملاً روشن مى گردد، در برابر، آن روحانى نمايى كه علم را وسيله كسب قدرت و ثروت ساخته و احياناً آلت دست فشارهاى سياسى و مترفان جامعه مى شود.
[١] مجمع البيان، ج٣، ص ٢٣ـ ٢٤ با توضيح مختصر.