منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٥٢
مى گيرند.و از آنجا كه استقلال مالى و سياسى ندارند، قهراً استقلال فكرى خود را نيز از دست مى دهند. قرآن گروهى را يادآور مى شود كه آلت دست دو گروه پيشين بوده و فريب ضلالت هاى آنان را مى خورند كه برخى را يادآور مى شويم:
درباره فرعون كه خود گمراه و سردسته مخالفان موسى بود، مى فرمايد:
(فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطاعُوهُ إِنَّهُمْ كانُوا قَوماً فاسِقِينَ) .[١]
«او قوم خود را سبك خرد شمرد آنان نيز پيروى كردند، آنان افراد فاسقى بودند».
در روز قيامت گروهى كه محكوم به آتش مى شوند، به خدا چنين خطاب مى كنند:
(...رَبَّنا إِنّا أَطَعْنا سادَتَنا وَكُبَراءَنا فَأَضَلُّونا السَّبِيلا).[٢]
«پروردگارا! ما سروران و بزرگان خود را اطاعت كرديم، و آنها ما را گمراه كردند».
و به همين مضمون است آيه ٩٢ سوره فصلت.
وباز مى فرمايد:
(وَتِلْكَ عادٌ جَحَدُوا بِآياتِ رَبِّهِمْ وَعَصَوا رُسُلَهُ وَاتَّبَعُوا أَمْرَ كُلّ جَبّار عَنِيد).[٣]
«اين سرگذشت قوم عاد است كه آيات پروردگار خود را انكار كرده و با رسولان او به مخالفت برخاسته و پيرو فرمان هر ستمگر عنودى شدند».
در نزاعى كه روز رستاخيز ميان مستضعفان و مستكبران در مى گيرد، گروه مستضعف به مستكبران چنين مى گويند:
(...لَوْلا أَنْتُمْ لَكُنّا مُؤْمِنِينَ) .[٤]
[١] زخرف/٥٤.
[٢] احزاب/٦٧.
[٣] هود/٥٩.
[٤] سبأ/٣١.