منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٤٨
مى فرمايد:
(أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِى حاجَّ إِبْراهيمَ فى رَبِّهِ أَنْ آتاهُ اللّهُ الْمُلْكَ...) .[١]
«آيا نمى نگرى به آن كس كه خدا به او «حكومت» داده بود، با ابراهيم درباره پروردگارش به نزاع برخاست».
در مورد فرعون كه نمونه بارز مخالف رسالت بود، از كلمات «عال» و «علا» و «استكبار» بهره گرفته است، كه همگى حاكى از روحيه ناسازگارى با حق و حقيقت است، زيرا مقام به دست، فقط مقام را به رسميت مى شناسد، حتى حق و حقيقت را براى مقام مى خواهد اينك آيات وارد در اين باره:
١. (...وَإِنَّ فِرْعَونَ لَعال فِى الأَرْضِوَإِنَّهُ لَمِنَ الْمُسْرِفِينَ).[٢]
«فرعون در روى زمين برترى طلب و خودخواه و از مسرفان بود».
٢. (إِنَّ فِرْعَونَ عَلا فِى الأَرْضِ وَجَعَلَ أَهْلَها شِيَعاً...).[٣]
«فرعون در روى زمين برترى جسته و مردم را گروه گروه نمود (گروهى را به بردگى گرفت)».
٣.(وقارُونَ وَفِرْعَونَ وَهامانَ وَلَقَدْ جائَهُمْ مُوسى بِالبَيِّناتِ فَاسْتَكْبَرُوا فِيالأَرْضِ وَ ما كانُوا سابِقينَ) .[٤]
«موسى با دلايل روشن به سوى قارون و فرعون وهامان آمد، آنان در زمين كبر ورزيدند».
قرآن گاهى مخالفان را بدون ذكر نام، به استكبار توصيف كرده و مى فرمايد:
٤.(قالَ الْمَلأُ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا مِنْ قَومِهِ لِلَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا لِمَنْ آمَنَ مِنْهُمْ
[١] بقره/٢٥٨.
[٢] يونس/٨٣.
[٣] قصص/٤.
[٤] عنكبوت/٣٩.