منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٤٣
٦.«فرعون در روى زمين برترى جسته و مردم را گروه گروه نمود (گروهى را به بردگى گرفت)».
٧.«موسى با دلايل روشن به سوى قارون و فرعون وهامان آمد، آنان در زمين كبر ورزيدند».
٨.«اشراف مستكبر از قوم صالح به مستضعفان مؤمن به وى گفتند، واقعاً مى دانيد كه صالح از جانب پروردگارش آمده است؟ گفتند: آرى ما به دين او مؤمن هستيم».
٩.«اشراف مستكبر قوم شعيب به او گفتند: تو و گروهى را كه به تو ايمان آورده اند از شهر بيرون مى كنيم».
١٠.«اى مردم، حكومت مصر و اين نهرهايى كه از زير قصر من جارى است از آن من نيست؟ چرا نمى بينيد؟!».
١١.«مؤمن آل فرعون به موسى گفت:سران قوم، عليه تو توطئه مى كنند».
١٢. اطرافيان فرعون گفتند: «بيشك، اين ساحرى ماهر و دانا است».
١٣.«سران قوم فرعون به وى گفتند: آيا موسى و بستگان او را آزاد مى گذارى كه در زمين فساد كنند؟».
١٤.«سران كافر از قوم هود به وى گفتند: ما در تو بى خردى مى بينيم».
١٥. «سران كافر از قوم نوح به وى گفتند ما تو را جز بشر معمولى نمى دانيم».
١٦.«او قوم خود را سبك خرد شمرد آنان نيز پيروى كردند، آنان افراد فاسقى بودند».
١٧.«پروردگارا! ما سروران و بزرگان خود را اطاعت كرديم، و آنها ما را گمراه كردند».