منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٣٠
پيامبران همه نعمت ها را به خدا نسبت مى دادند، نه به خود، و قرآن از به رخ كشيدن نعمت ها كه موجب اذيت باشد نهى كرده است، چنان كه مى فرمايد:
(يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدقاتِكُمْ بِالمَنِّ وَالأَذى...) .[١]
«اى مؤمنان اجر و ثواب صدقات خود را با منت گذاردن و اذيت نمودن باطل نسازيد».
٩. يادآورى سرگذشت تبهكاران
اگر بيم هاى اخروى، مايه بيدارى گنهكاران مى شود،يادآورى سرگذشت گنهكاران در اين جهان كه بر اثر نافرمانى گرفتار قهر الهى شده اند نيز موجب هدايت و بازگشت به معنويت مى گردد. و يكى از اهداف بزرگ قرآن در بيان قصه ها و سرگذشت ها، عبرت گيرى و پند آموزى است تا همه افراد متوجه باشند كه سرنوشت هوا و هوس، و طغيان و تجاوز در همه جا يكى است، و اين مسئله،در قرآن آياتى را به خود اختصاص داده كه ما در بيان سرگذشت زندگى پيامبران به آن اشاره خواهيم كرد و در اين جا به عنوان نمونه برخى را يادآور مى شويم:
١. شعيب به قوم خود چنين مى گويد:
(وَيا قَوْمِ لا يَجْرِمَنَّكُمْ شِقاقِى أَنْ يُصِيبَكُمْ مِثْل ما أَصابَ قَوْمَ نُوح أَوْ قَومَ هُود أَوْ قَومَ صالِح وَما قَوم لُوط مِنْكُمْ بِبَعيد).[٢]
«اى قوم،مخالفت شما با من سبب نشود كه به عذابى مانند عذاب قوم نوح و هود و صالح گرفتار شويد، و سرگذشت قوم لوط از شما دور نيست».
٢. پيامبر گرامى از جانب خدا مأمور شد كه به مردم بگويد: اندكى در زندگى اقوام گذشته بيانديشند وسرانجام زندگى تكذيب كنندگان پيامبران را از
[١] بقره/٢٦٤.
[٢] هود/٨٩.