منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٢٤
٦. خير خواهى و دلسوزى پيامبران
از آنجا كه انگيزه پيامبران، تنها همان خشنودى خداست طبعاً براى تلاش و سعى خود حد و پايانى نخواهند ديد، و از اين جهت همه پيامبران آنچه در توان داشتند در راه هدايت امت به كار مى بردند. خستگى و فرسودگى براى آنان مفهومى نداشت، و زندگى پيامبرانى مانند نوح، ابراهيم ، حضرت كليم، مسيح و پيامبر گرامى (صلى الله عليه وآله وسلم) اين مسئله را ثابت مى كند. به خاطر اين اصرار، گاهى مورد شكنجه هاى جانكاهى قرار مى گرفتند. ولى منطق آنان اين بود كه :
(...يا قَوْمِ لَقَدْأَبْلَغْتُكُمْ رِسالَةَ رَبِّى وَنَصَحْتُ لَكُمْ وَلكِنْ لا تُحِبُّونَ النّاصِحِينَ) [١].
«اى مردم من رسالتى را كه از جانب خدا بر عهده داشتم ابلاغ كردم و شما را پند دادم ولى شما ناصحان را دوست نمى داريد».
وبه همين مضمون است آيه هاى ٦٢و ٦٨ سوره اعراف.
وحى الهى علاقه پيامبر الهى را به سعادت و خوشبختى مردم چنين بيان مى كند:
(لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ ما عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ بِالمُؤْمِنينَ رؤوُفٌ رَحِيمٌ) [٢].
«پيامبرى از خودتان به سوى شما آمد، رنج هاى شما براى او گران است، بر سعادت شما علاقمند و به مؤمنان رؤوف و مهربان است».
[١] اعراف/٧٩.
[٢] توبه/١٢٨.