منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٢٠
و روى گردانى نمودو آگاه شد كه آنان در صدد حيله و خدعه هستند چنين گفت:
(يا قَوْمِ إِنْ كانَ كَبُرَ عَلَيْكُمْ مَقامِى وَتَذْكِيرِى بِآياتِ اللّهِ فََعَلَى اللّهِ تَوَكَّلْتُ فَأَجْمِعُوا أَمْرَكُمْ وَشُرَكاءَكُمْ ثُمَّ لا يَكُنْ أَمْرُكُمْ عَلَيْكُمْ غُمَّةً ثُمَّ اقْضُوا إِلَىَّ وَلا تُنْظِرُونِ)[١].
«اى مردم هرگاه مقام و يادآورى هاى من به آيات الهى، براى شما قابل تحمل نيست، قدرت خود و شركاى خود را گرد آوريد، تا كارتان براى شما پنهان نباشد آنگاه به زندگى من پايان بخشيد و مهلت ندهيد(ولى اين كار را نمى توانيد انجام دهيد)».
٢. اين نه تنها منطق نوح بود، بلكه شيوه تمام رسولان الهى توكل بر خدا بوده است، آنگاه كه قرآن درباره رسولان اعزام شده به سوى قوم نوح وعاد و ثمود و ملت هاى پس از آنان، سخن مى گويد، يادآور مى شود كه ملت ها، آنان را تكذيب كردند، و به بهانه اين كه پيامبران، آنها را از راه هاى نياكان باز مى دارند، روى برگردانيدند، در اين موقع پيامبران پس از به كار انداختن تمام ابزارهاى تبليغى، توكل بر خدا را پيش گرفته و گفتند:
(وَما لَنا أَلاّ نَتَوَكَّلَ عَلَى اللّهِ وَقَدْ هَدانا سُبُلَنا وَلَنَصْبِرَنَّ عَلى ما آذَيْتُمُونا وَعَلَى اللّهِ فَلْيَتَوَكَّل الْمُتَوَكِّلُونَ) .[٢]
«چرا ما بر خدا توكل نكنيم در حالى كه ما را به راه هاى خودمان هدايت كرده و ما در برابر آزارهاى شما استقامت مىورزيم و متوكّلان بر خدا تكيه كنند».
[١] يونس/٧١.
[٢] ابراهيم/١٢; مسئله توكل بر خدا در طريق تبليغ درباره پيامبران ديگر نيز وارد شده است به سوره هاى :هود/٦٥ و ٨٨، يوسف/٦٧، اعراف /٨٩ مراجعه شود. خداوند بزرگ پيامبر اسلام را در نه آيه دستور مى دهد كه به خدا توكل كند به سوره هاى: آل عمران/١٥٩، نساء/٨١، انفال/٦١، هود/١٢٣، فرقان/٥٨، شعراء/٢١٧، نمل/٧٩، احزاب ٣و٤٨ مراجعه شود.