منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٢
امام هشتم (عليه السلام) درباره لزوم شناخت پيامبران چنين مى فرمايد:
«چون در ميان مردم كسى كه مصالح بندگان را بشناسد وجود نداشت، و خدا هم بالاتر از آن است كه ديده شود، و مردم نيز توانايى ادراك خدا را به صورت حسى ندارند، چاره اى نبود جز اين كه رسولى اعزام كند، تا امر و نهى خدا را به آنان ابلاغ نمايد، و آنان را بر آنچه كه ضامن منافع و دفع كننده زيانها است، آشنا سازد. زيرا در ميان مردم كسى كه اين نوع نيازمندى ها را بشناسد، وجود نداشت. اگر معرفت و شناسايى پيامبران و يا اطاعت آنان از نظر عقل واجب نباشد، آمدن پيامبر براى مردم نفعى نخواهد داشت و خلأئى را پر نخواهد كرد، بلكه بر انگيخته شدن او كارى بيهوده و فاقد سود و صلاح است، و اين كار از ساحت خداوند حكيم كه آفرينش هر موجودى را به اتقان آفريده، دور است».[١]
انگيزه سوم: فصل خصومات
گروهى از پيامبران علاوه بر تبليغ و تبيين احكام الهى موفق به تشكيل حكومت الهى شدند و طبعاً هيچ حكومتى نمى تواند بى نياز از سه قوه و قدرت باشد:
١. قانون.
٢. مجريان قانون.
٣. داوران در ميان مردم كه در صورت بروز اختلاف در موضوعات، به عدل، داورى كنند، و از هر سه به نام هاى :قوّه مقنّنه، قوّه مجريه، قوّه قضائيه تعبير مى شود و تعبيرعام از سه قوه همان تشكيل حكومت مى باشد.
[١] بحار الأنوار ج١١، ص ٤٠ به نقل از معانى الأخبار و عيون أخبار الرضا (عليه السلام).