منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤١٨
خدشه دار نمى سازد، انعطافى است كه در مواقع خاص كه مصلحت برتر آن را ايجاب مى كند، از شرايط يك رهبر هوشيار و موقعيت شناس است.
اكنون نظرى به زندگانى پيامبران پيشين مى افكنيم، و سازش ناپذيرى آنان را در حفظ اصول از زبانشان بشنويم:
حضرت هود آنگاه كه ملت وى از او روى گردان شدند وحتى او را متهم كردند كه مورد خشم خدايان آنان قرار گرفته است، تصميم گرفت كه رابطه خود را به كلى از آنان قطع كند، وچنين گفت:
(...إِنِّى أُشْهِدُ اللّهَ وَاشْهَدُوا أَنِّى بَرِىءٌ مِمّا تُشْرِكُونَ* مِنْ دُونِهِ فَكِيدُونِى جَمِيعاً ثُمَّ لا تُنْظِرُونِ) [١].
«من خدا را گواه مى گيرم و شما نيز شاهد باشيد. من جز خداى يكتا از خدايان شما برى هستم، آنچه مى توانيد انجام دهيد و مهلت ندهيد».
شعيب آنگاه كه تهديد شد اگر آيين بت پرستى را نپذيرد از شهر بيرون خواهد شد در پاسخ چنين گفت:
(قَدِ افْتَرَيْنا عَلَى اللّهِ كَذِباً إِنْ عُدْنا فِى مِلَّتِكُمْ بَعْدَ إِذْ نَجّانَا اللّهُ مِنْها وَ ما يَكُونُ لَنا أَنْ نَعُودَ فِيها...) [٢].
«اگر ما به طريقه شما برگرديم پس از آن كه خدا ما را از آن نجات داد، به خدا دروغ بسته ايم».
در اين جا لازم است يادآور شويم كه اگر چه تمام پيامبران از اهرم هاى ظاهرى و اسباب عادى مانند: صبر و بردبارى، و دعوت پيروان به شكيبايى، و قاطعيت در تصميم گيرى و عمل، و آشتى ناپذيرى درباره اصول مكتب،
[١] هود/٥٤ـ٥٥.
[٢] اعراف/٨٩.