منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤١٦
نحوى از انحاء خدشه دار شود. اين همان خصيصه سازش ناپذيرى در مقابل دعوت به چشم پوشى از اصول است.
در زندگى پيامبر گرامى اين مسئله به خوبى روشن است. قريش از او دعوت كردند كه پيامبر، خدايان آنان را عبادت كند، تا آنان نيز خداى پيامبر را عبادت نمايند، قبول يك چنين پيشنهاد، يك نوع عدول از اصول مكتب به شمار مى رفت و به همين جهت وحى الهى رسول گرامى را تعليم كرد كه بفرمايد:
(لا أَعْبُدُ ما تَعْبُدُونَ)[١].
ابن هشام در سيره خود مى نويسد: گروهى از مردم طائف آمدند تا با پيامبر گرامى از در صلح وارد شوند، مشروط بر اين كه صلح نامه اى نوشته شود و دو طرف امضا كنند و مواد صلح نامه اين باشد كه مردم طائف پس از قبول اسلام در انجام اين امور آزاد باشند:
١. نماز نگزارند.
٢. ربا بخورند.
٣. عمل جنسى مطلقاً مباح باشد.
٤. بتكده آنان يك سال يا بيشتر بر پا باشد تا زنان آنان،آنها را عبادت كنند.
يك چنين صلح و آشتى پذيرى عدول از اصولى بود كه پيامبر براى تبليغ و تحكيم آنها بر انگيخته شده بود، از اين جهت پيامبر همه اين شرايط را رد كرد، و در رد برخى از اين مواد آيه اى از قرآن تلاوت فرمود تا به آنان بفهماند كه اين مواد مخالف برنامه هاى قطعى مكتب، و آرمان هاى رسالت او است و سازش در مورد آنها پذيرفته نيست.
[١] كافرون/٢.