منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٩
(جائَتْهُمُ البَيِّناتُ) اين تعبيرها مناسب با كسانى است كه با كتاب الهى سر و كار داشته و با بينات و دليل پيامبران روبرو بودند، امّا روح بغى و تجاوز، آنان را از حاكم قرار دادن كتاب خدا باز داشت.
به همين مضمون است آيه ١٩ از سوره آل عمران آنجا كه مى فرمايد:
(إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللّهِ الإِسْلامُ وَمَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الكِتابَ إِلاّمِنْ بَعْدِ ما جائَهُمُ العِلْمُ بَغْياً بَيْنَهُمْ وَمَنْ يَكْفُر بِآياتِ اللّهِ فَإِنَّ اللّهَ سِرِيعُ الحِساب) .
«دين (مورد قبول) در نزد خدا اسلام (تسليم در برابر دستورات خدا) است و افرادى كه كتاب داده شده اند اختلاف نكردند مگر پس از شناختن و آگاهى بر حقيقت، آن هم به خاطر تجاوز در ميان خود، و هر كس به آيات الهى كفر ورزد خدا سريعالحساب است».[١]
با مراجعه به آياتى كه در آنها جمله (أُوتُوا الكِتابَ) يا (آتَيْناهُمُ الكِتابَ) وارد شده است به طور قاطع مى توان گفت كه مقصود مطلق انسان ها اعم از دانا و نادان وعالم و جاهل نيست، بلكه مقصود طبقه دانشمند و به تعبير قرآن «احبار» و «رهبان» آنان است كه با علم به حقيقت، در كتمان آن اصرار مىورزيدند، و انگيزه هاى دنيوى آنان را بر آن مى داشت كه حق را كتمان كنند چنان كه مى فرمايد:
(الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الكِتابَ يَعْرِفُونَهُ كَما يَعْرِفُونَ أَبْنائَهُمْ وَإِنَّ فَرِيقاً مِنْهُمْ
[١] به همين مضمون است آيه ١٤ سوره شورى و ١٧ سوره جاثيه، وهمگى عامل اختلاف را مسئله بغى و روح تجاوزگرى در كسانى كه به آنان كتاب داده شده بود (عالمان) عرفي مى كنند.