منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٨٨
٢٣.«آنگاه كه سر زدن ماه را ديد گفت: اين پروردگار من است و چون غروب كرد گفت: اگر پروردگارم مرا راهنمايى نكند در گمراهى خواهم بود».
٢٤.«و چون خورشيد را تابان ديد، گفت: اين پروردگار من است، اين بزرگتر است، امّا وقتى غروب كرد گفت: اى قوم من! من از آن چه شريك خدا قرار مى دهيد بيزارم».
٢٥.«آيا جز خدا موجوداتى را مى پرستيد كه نسبت به شما سود و زيانى ندارند. آوخ بر شما و معبودانى (جز خدا) كه مى پرستيد! چرا نمى انديشيد؟».
٢٦.«بگو : همان كسى كه در آغاز آن را آفريد زنده اش مى كند و او بر هر آفرينشى داناست».
٢٧.«با فرزانگى و اندزرى نيكو به راه پروردگارت بخوان و با بهترين طريق با آنان مباحثه كن، پروردگار، گمراهان و هدايت شدگان طريقش را بهتر مى شناسد».
بررسى و تفسير آيات
اساس دعوت پيامبران الهى را دو مطلب تشكيل مى داد: يكى مسئله بشارت وانذار (اميد و بيم) و ديگرى حجت و دليل. حجت و برهان آنان گاهى كار خارق العاده (معجزه)، و گاهى اقامه دليل و استدلال بوده. و اگر بخواهيم اين دو پايه را در عبارت كوتاهى بيان كنيم بايد بگوييم: از دو عامل درونى و بيرونى بهره مى گرفتند:
عامل برونى: وعده و وعيدهاى مربوط به آخرت، كه افراد را به انجام وظيفه وادار مى ساخت.
عامل درونى: دلايل روشن و بيّنات كه انديشه ها را باز و به عقل ها نورانيت مى بخشيد.
و امّا عامل جهاد و نقش آن در ترويج آيين يكتا پرستى مطلب ديگرى است كه بعداً متذكّر مى شويم.