منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٧٣
مطلب، نمونه هايى را يادآور مى شويم. درمورد پيامبران مى فرمايد:
(وَلَقَدْ سَبَقَتْ كَلِمَتُنا لِعِبادِنا الْمُرْسَلِينَ *إِنَّهُمْ لَهُمُ المَنْصُورُونَ* وَإِنَّ جُنْدَنا لَهُمُ الغالِبُونَ) [١].
«مشيت ما بر حمايت فرستادگانمان تعلق گرفته است، آنان يارى شدگانند، و سپاه ما غالب و پيروز است».
و در باره ساحران از زبان موسى چنين نقل مى كند:
(...ما جِئْتُمْ بِهِِ السِّحْرُ إِنَّ اللّهَ سَيُبْطِلُهُ إِنَّ اللّهَ لا يُصْلِحُ عَمَلَ المُفْسِدينَ)[٢]
«كارى كه شما انجام داديد سحر است و خدا آن را باطل مى سازد و خداوند عمل مفسدان را اصلاح نمى كند».
با توجه به اين دو جمله:
١.(لَقَدْ سَبَقَتْ كَلِمَتُنا ...).
٢.( إِنَّ اللّهَ سَيُبْطِلُهُ...) .
به خوبى رمز پيروزى پيامبران بر ساحران روشن مى گردد زيرا پيامبران پيوسته مورد عنايت خاص خدا بوده و از اراده قاهر و غالب او كمك مى گيرند، و از طرف ديگر، ساحران مشمول سنت ديگر خداوند هستند و آن اين كه كار آنها باطل و بى اثر گردد.
بنابر اين هم برترى نفس و اراده پيامبران بر ساحران وهم مشيت حكيمانه الهى در مورد غلبه هميشگى رسولان وشكست ساحران، رمز موفقيت گروه نخست وشكست گروه دوم مى باشد.
[١] صافات/١٧١ـ١٧٣.
[٢] يونس/٨١.