منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٥٩
و به ديگر سخن، رابطه دليل با مدلول گاهى يك رابطه خصوصى است مثلاً عقل وخرد حكم مى كند كه ميان نظم و دخالت عقل و شعور رابطه مستقيمى وجود دارد يا برهان امكان اثبات مى كند كه بين وجود ممكن و استناد آن به واجب ملازمه اى قطعى در كار است در اين دو مورد و موارد ديگر رابطه دليل با مدلول يك رابطه خصوصى ومستقيم است كه آن رابطه در ديگر دليل ها و نسبت به ديگر مدلول ها موجود نيست.
و گاهى پيوند دليل با مدلول، يك رابطه عمومى است، يعنى قضاياى زيادى تحت يك دليل قرار مى گيرند واين قضايا به صورت عمومى ثابت مى شوند هر چند هر قضيه اى نيز در حد ذات خود دليل خاصى دارد مثلاً هرگاه فردى را پس از آزمون هاى بسيار، راستگو تشخيص داديم سپس اين فرد از قضاياى مختلفى گزارش كرد كه در اين مورد ما به صدق گفتار او در تمام اين قضايا علم شخصى داريم ولى در عين حال اين مانع از آن نيست كه هر يك از آن گزارش ها براى خود دليل خاصى نيز داشته باشد مثلاً هرگاه او از يك رويداد اجتماعى خبر دهد و يا از يك آزمون طبيعى سخن بگويد و يا از نوعى حالت روانى يا تركيب شيميايى و مانند آن; گزارش دهد; ما در اين جا به حكم اين كه او را راستگو مى دانيم، گفتار او را مى پذيريم ولى اين مانع از آن نيست كه در مورد قضاياى ياد شده، دليل ديگرى از حس و تجربه يا عقل هم بر درستى گفتار او داشته باشيم.