منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٥٧
برهان لازم است و قلمرو نفوذ معجزات فقط انسان هايى هستند كه در سطح بالايى از تفكر قرار ندارند، و تنها چشم ظاهر بين آنان، معيار تشخيص حق از باطل است.
اخيراً يكى از نويسندگان مصرى نظريه دوم را برگزيده و مى گويد:
«معجزه دليل علمى و عقلى بر صدق ادعاى مدعى نيست، بلكه يك دليل اقناعى است كه مردم را قانع مى سازد و عامل پيدايش ايمان مى گردد و اصولاً مردم عامى هرگاه كار خارق العاده اى را از كسى مشاهده كنند فوراً تحت تأثير واقع شده و دست ارادت به سوى او دراز مى كنند ولى در عين حال هيچ رابطه منطقى ميان اعجاز و راستگويى آورنده آن نيست، كسانى كه معجزه را دليل بر حقانيت دعوت او مى شمارند بايد رابطه منطقى ميان اين دو را ثابت كنند، و در غير اين صورت ادعاى آنان بسان اين است كه بگوييم عمل پيوند قلب فلان پزشك براى اولين بار دليل بر نبوت او است».
از اين جهت وظيفه پيامبران در برابر افراد دانشمند وآگاه اقامه برهان و دليل است نه كارهاى خارق العاده كه براى افراد عوام جاذبه دارد.
در اين جا دو پاسخ مى توان ازاين سؤال گفت، كه به ترتيب بيان مى شود.
پاسخ نخست
اين گفتار حاكى از آن است كه گوينده از كيفيت دلالت معجزه بر صدق گفتار آورنده آن، آگاه نبوده و از اين جهت آن را يك دليل اقناعى شمرده است نه برهانى، در صورتى كه جريان بر عكس است. دلالت معجزه بر صدق گفتار مدعى يك دلالت برهانى است كه هم اكنون بيان مى شود.
در اين برهان يك مطلب مسلم گرفته شده است و آن اين كه خدا حكيم