منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٥٥
ماديگرى فكرى است كه عالم وجود را به قلمرو ماده محدود مى سازد.
اصولاً معجزات پيامبران نه تنها با اثبات وجود آفريدگار منافات ندارد، بلكه به گونه اى آن را تحكيم مى نمايد و در حقيقت روزنه اى است به جهان غيب، زيرا معناى اعجاز اين است كه اين جهان تحت نظر يك عقل بزرگ و محيط اداره مى شود كه هر موقع بخواهد از روش كلى و معمولى خود، روى جهات و مصالحى عدول مى كند، در حالى كه اگر نيروى حاكم بر اين جهان ماده، قوانين خشك و انعطاف ناپذير فيزيكى آن باشد، و تمام هستى در چنگال روابط طبيعى اسير و گرفتار شود، هيچگاه نبايد به خواست واراده انسانى دگرگون شود.
ج. آيا معجزه گواه بر راستگويى آورنده آن است؟
در طول تاريخ كه پيامبران الهى براى هدايت انسان ها مبعوث شده اند، پيوسته اعجاز آنان در نظر مردم گواه بر راستگويى آنان شمرده شده است از اين جهت هرگاه پيامبرى از جانب خدا مبعوث مى شد، بى درنگ مردم از او سؤال مى كردند كه اگر راست مى گويى معجزه اى بياور مثلاً درباره قوم صالح آمده است:
(ما أَنْتَ إِلاّبَشَرٌ مثْلُنا فَأْتِ بِآيَة إِنْ كُنْتَ مِنَ الصّادِقِينَ)[١].
«تو جز بشرى مانند ما نيستى، اگر در ادعاى خود، راستگو هستى، معجزه اى بياور».
وگاهى خود پيامبران قبل از درخواست مردم، معجزه داشتن خود را خاطر نشان مى كردند چنان كه درباره حضرت موسى و حضرت مسيح جريان ازاين قرار است.
[١] شعراء/١٥٤.