منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٥٣
«از آن دو فرشته (هاروت و ماروت) چيزى را فرا مى گرفتند كه به واسطه آن ميان مرد و همسر او جدايى مى انداختند».
ايجاد تفرقه و اختلاف ميان زن و مرد يك واقعيت خارجى در زندگى زناشويى است اين رخداد، يك رشته عوامل عادى و اسباب شناخته شده دارد كه ريشه هاى عقيدتى، اقتصادى، اخلاقى، ومانند آن دارد، ولى ساحران بدون بهره گيرى از اين عوامل، كارى مى كردند كه زن و شوهر را روياروى يكديگر قرار مى دادند و از مجرايى كه از نظر ديگران ناشناخته بود،. ايجاد تفرقه مى كردند، بنابر اين كار آنها از اين نظر خارق العاده بود. وعامل آن هم به نص قرآن كريم، دانشى بود كه از دو فرشته مى آموختند[١] و در نتيجه ساحران در پرتو اين دانش بر يك رشته اسباب و عوامل آگاه بودند كه ديگران از آن مطلع و آگاه نبودند.
ب. معجزه و اصل نظم در آفرينش
گاهى تصور مى شود كه معجزه بر خلاف اصل نظم در جهان آفرينش است، زيرا اصل نظم بر اين پايه است كه هر موجودى بر اساس يك رشته علل و اسباب اندازه گيرى شده از جانب آفريدگار يكتا تحقق مى يابد در حالى كه معجزه مبتنى بر اين است كه پديده اى بدون آن كه اسباب و عوامل طبيعى تحقق يابند رخ مى دهد و در نتيجه اصل اعجاز، با اصل نظم سازگار نيست، و از آنجا كه يكى از براهين اثبات آفريدگار جهان، برهان نظم است در نتيجه معجزات پيامبران عليرغم اينكه نبوت پيامبران را اثبات مى كند، ولى به اثبات
[١] البته آن دو فرشته الهى به هنگام آموختن دانش سحر، يادآور مى شدند كه اين كار صرفاً براى آزمايش انسانهاست مبادا راه كفر را پيشه سازيد(...وَما يُعَلِّمانِ مِنْ أَحَد حَتّى يَقُولا إِنَّما نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلا تَكْفُر...) (بقره/١٠٢).