منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٤
امير مؤمنان باز در تشريح اين انگيزه مى فرمايد:
«وَلِيَعْقِلَ العِبادُ عَنْ رَبِّهِمْ ما جَهَلُوهُ، فَيَعْرِفُوهُ بِرُبُوبِيَّتِهِ بَعْدَ ما أَنْكَرُوا، وَيُوَحِّدُوهُ بِالأُلُوهِيَّةِ بَعْدَ ما عَندُوا».[١]
«پيامبران را برانگيخت تا آنچه را كه بندگان خدا درباره توحيدو صفات خدا نمى دانند فرا گيرند و به ربوبيت و پروردگارى ويگانگى وى پس از انكار ايمان آورند».
نظير اين از امام صادق (عليه السلام) نيز روايت شده است كه فرمودند:
«لِيَعْقِلَ العِبادُ عَنْ رَبِّهِمْ ما جَهَلُوهُ وَعَرَفُوهُ بِرُبُوبِيَّتِهِ بَعْدَ ما أَنْكَرُوا، وَيُوحِّدُوا بِالإِلهيّةِ بَعْدَ ما أَضَدّوهُ».[٢]
«تا بندگان آنچه را درباره خدا نمى دانستند، بينديشند و پس از انكار، او را به خدايى بشناسند و پس از شرك او را به يگانگى بپرستند».
انگيزه دوم: رفع اختلاف ها
انگيزه ديگر براى بعثت پيامبران، رفع اختلاف و دو دستگى ها در ميان بشر بوده است پيامبران الهى با تعاليم و شرايع خود مبعوث گرديدند تا به دو دستگى ها پايان بخشند، البته اين نوع تشريع درباره گروهى مؤثر مى افتد كه به آن مؤمن و معتقد باشند و امّا گروهى كه روح تجاوز و بغى بر آنها حكومت مى كند طبعاً به اختلاف دامن زده و آن را تشديد خواهند كردوآيه ياد شده در زير
[١] علل الشرايع، ص ١١٩، باب علته اثبات الابناء، حديث ١.
[٢] بحار الأنوار، ج١١، ص ٣٨، به نقل از علل الشرايع، ص ٥١. و لفظ «اضدوه» از ماده «ضد» به معنى نظير است.