منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٣
خردمند كه سرچشمه هستى را به دست آورده اند، خالق اين اجسام را سپاس مى گويند.
امير مؤمنان (عليه السلام) زمان بعثت پيامبر را تشريح مى كند كه چگونه مردم آن زمان در شناسايى خدا گرفتار چنگال جهل و نادانى بودند، و به جاى خدا چه موجوداتى را مى پرستيدند و يا اين كه خدا را به چه مخلوقاتى تشبيه مى نمودند كه پيامبر براى اصلاح عقيدتى جامعه خود برانگيخته شد چنان كه مى فرمايد:
«إلى أنْ بَعَثَ اللّهُ سُبحانَهُ مُحَمَّداً رسول اللّهِ(صلى الله عليه وآله وسلم) لإنْجازِ عِدَتِهِ وَتَمام نُبُوَّتِهِ... وَأَهْل الأَرضِ يَومَئِذ مِلَلٌ مُتَفَرِّقَةٌ وَأَهْواءٌ مُنْتَشِرَةٌ وَطَوائِقُ مُتَشَتِّتَةٌ، بينَ مُشَبِّه للّهِ بِخَلْقِهِ أَو مُلْحِد فى اسْمِهِ أَوْ مُشير إِلى غيْرِهِ فَهَداهُمْ بِهِ مِنَ الضَّلالَةِ وَأَنْقَذَهُمْ بِمَكانِهِ مِنَ الجَهالَةِ».[١]
«خداوند محمّد (صلى الله عليه وآله وسلم) پيامبر خود را بر انگيخت، تا وعده خود را انجام دهد و پيامبرى را به وسيله او خاتمه بخشد، و مردم روى زمين در آن روز مذهب هاى گوناگون وبدعت هاى زياد و روش هاى مختلف داشتند گروهى او را به مخلوق تشبيه مى كردند (براى او عضو و مكان قائل بودند) برخى در نام وى تصرف مى نمودند، و گروهى به غير خدا اشاره مى كردند (بت ها را مى پرستيدند) آنان را از گمراهى به شاهراه توحيد هدايت كرد و از چنگال جهالت نجات داد».
در اين گفتار مسئله آسيب ديدن توحيد و گرايش هاى انحرافى در مردم، سبب و انگيزه اعزام پيامبر گرامى معرفى شده است تا وى بشر گمراه را از وادى شرك و الحاد به فضاى نورانى توحيد رهنمون گردد.
[١] نهج البلاغه، فيض الإسلام، خطبه ١.