منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٢٨
نمايند، بايد ميان آنان به نوعى فرق گذارد و در اين مورد فرق هاى زيادى را گفته اند كه چندان قابل تصديق نيست. و در گذشته همه را به محك بحث زديم، تنها چيزى كه مى توان گفت اين است كه: آنجا كه اين دو لفظ به شيوه آيه اخير جمع مى شوند، «نبى» اشاره به آن فردى است كه تعاليم خود را از مقام غيب بدون واسطه اخذ مى كرد و خدا بر او بدون وسيله اى تجلى مى كرد، در حالى كه رسول آن آموزگارى است كه پيام هاى الهى را از طريق وسايط و وسايل خاصى مانند فرشته وغيره دريافت مى كرد.
و به تعبير ديگر: رسول آن كسى است كه رسالت هاى الهى را به وسيله رسولان سماوى دريافت مى كرد. وجبرئيل براى او امر و نهى الهى را بيان مى نمود، در حالى كه نبى آن پيام گيرى است كه به طريقى غير از اين مانند الهام بر قلب و مانند آن پيام هاى الهى را دريافت مى كند.
و در برخى ازروايات به اين نوع فرق اشاره شده است كه يادآور مى شويم:
زراره از امام صادق (عليه السلام) سؤال مى كند: آن فرو رفتگى در خود (يا از خود بى خود شدن) كه بر رسول خدا به هنگام نزول وحى دست مى داد چه بود؟
امام صادق (عليه السلام) در پاسخ فرمود: اين حالت، حالت عمومى نبود، تنها در آن زمان كه ميان او و خدا در نزول وحى واسطه اى نبود، اين حالت به او دست مى داد. آنگاه فرمود: اين است نبوت اى زراره، و سپس به نشانه خضوع، سر خود را به پايين خم نمود.[١]
در اين جا بايد گفت: نبوت كه به معنى پيام گيرى است حقيقتى است
[١] قلتُ لأبى عبد اللّه (عليه السلام) : جعلت فداك الغشيَة الّتى تصيبُ رسول اللّه إذا أنزل عليه الوحى، قال: فقال: ذلك إذا لم يكن بينه و بين اللّه أحد، ذاك إذا تجلى اللّه له. قال:ثمّ قال: تلك النبوة يا زرارة ـ و أقبل يتخشع (فأخذ يتخضع). توحيد صدوق، ص ١١٥.