منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٢٦
آموزگاران الهى است، و هر يك، از مقام و موقعيت خاص معلمان الهى حكايت مى كند. ولى اين سخن در جايى مى تواند صحيح و استوار باشد كه اين دو لفظ، جدا از هم وارد شوند، ولى در اينجا آياتى هست كه هر دو را با هم آورده، يك پيامبر را با آنها توصيف نموده است، مثلاً درباره اسماعيل مى فرمايد:
(وَاذْكُرْ فِى الكِتابِ إِسْماعِيلَ إِنَّهُ كانَ صادِقَ الوَعْدِ وَكانَ رَسُولاً نَبِيّاً) .[١]
«در قرآن اسماعيل را ياد كن، او به وعده خود عمل مى كرد و رسول و نبى بود».
و در باره پيامبر گرامى مى فرمايد:
(الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِىَّ الأُمِّىَّ...) .
«آنان كه از رسول و نبى درس نخوانده پيروى مى كنند».
اكنون سؤال مى شود در اين آيات تفاوت نبى و رسول چيست؟
پاسخ
مجموع آياتى كه در آنها كلمه رسول و نبى آمده است، به چهار گروه تقسيم مى شوند:
١. آياتى كه تنها كلمه رسول در آن وارد شده است.
٢. آياتى كه در آنها فقط كلمه نبى آمده است.
٣. آياتى كه در آنها اين دو لفظ، معرف يك فرد، واقع شده اند.
و آيات اين سه قسمت در مجموع بحث ها گذشت و در اين كه هر يك به مقام و منصبى اشاره مى كند و فرقى ميان اين سه گروه نيست خواه تنها وارد شوند، يا با هم. مشكل در قسم چهارم است كه اكنون بيان مى گردد.
٤. آيه اى كه به ظاهر مى رساند كه آموزگاران الهى به دو گروه تقسيم
[١] مريم / ٥٤ .