منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٢٥
كسى كه حتى فرشته را هم شامل شود. و نه رسالتى از جانب هر كس كه رسولان عادى را هم شامل گردد، بلكه مقصود رسالت بشر از جانب خدا است. در اين صورت در مرتبه نخست، نبوت و ارتباط با جهان غيب است، كه به دنبال آن، رسالت مى آيد.
٤. ميان نبى و رسول از نظر مصداق نسبت تساوى برقرار است، و هر جا «نبوتى» بوده است، به دنبال آن رسالتى نيز بوده است. و همين طور كه گفته شد، پيامبران فاقد رسالت، نسبت به ديگران نادر و انگشت شمار بوده اند. موارد نادر و اندك، ملاك نسبت گيرى نيست، گذشته از اين چنين نبوتى كه فاقد رسالت باشد مفهوم روشنى ندارد.
از اين بيان روشن مى گردد كه ختم نبوت ملازم با ختم رسالت است، و در مقام ختم باب نبوت و رسالت، فرقى ميان خاتم النبيين وخاتم الرسل نيست، زيرا فرض اين است كه ميان اين دو، مساوات برقرار است. و تازه اگر «نبى» اعم از رسول هم باشد و شامل پيامبرانى باشد كه داراى رسالت نبودند طبعاً انسداد باب نبوت ملازم انسداد باب رسالت خواهد بود.
و نكته ديگر اين كه قرآن «خاتم النبيين» گفته است نه «خاتم الرسل» اين است كه «نبوت» اساس رسالت است و ختم باب نبوت، قطعاً ختم باب رسالت را هم به دنبال خواهد داشت.
و به ديگر سخن اگر منصب پيام گيرى از جانب خدا قطع شود ديگر براى پيام رسانى موضوعى نخواهد بود.
پاسخ به يك سؤال
ازبيان گذشته روشن شد كه نبوت و رسالت دو منصب و دو مقام براى