منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٢٠
سخنى مأمور مى سازد از كلمه رسول بهره مى گيرد، نه از كلمه نبى، و اين خود، گواه بر اين است كه رسول و نبى ناظر به دو گروه و دو صنف از پيامبران نيست، بلكه از نظر قرآن، گروه واحدى است داراى دوحيثيت كه از جهتى «نبى» و ازجهت ديگر «رسول» ناميده مى شوند. مثلاً مى فرمايد:
(يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ ...) [١].
«اى پيام رسان آنچه كه از پروردگارت به سوى تو فرود آمده است ابلاغ كن».
و نيز مى فرمايد:
(قالَ إِنَّما أَنَا رَسُولُ رَبِّكِ لأَهَبَ لَكِ غُلاماً زَكِيّاً) [٢].
«گفت من فرستاده پروردگار تو هستم تا به تو فرزند پاكيزه اى ببخشم».
همچنان كه ملاحظه مى شود در هر دو آيه، كلمه رسول به كار برده است، چيزى كه هست در آيه نخست، وظيفه او ابلاغ پيام و در آيه دوم انجام كارى است.
باز گواه روشن بر اين مدعا اين است كه آنجا كه خدا وظيفه پيامبران الهى را تحديد و تعيين مى كند و مى گويد شما جز ابلاغ سخن و پيام، تكليف ديگرى نداريد در همه موارد كلمه «رسول» به كار مى برد، و لفظ ابلاغ را با لفظ رسول همراه مى سازد و ما در اين قسمت نمونه هايى از اين آيات را مطرح مى كنيم:
١. (...فَهَلْ عَلَى الرُّسُلِ إِلاّ البَلاغُ الْمُبينُ)[٣].
«آيا بر پيامبر جز ابلاغ روشن تكليف ديگرى هست».
[١] مائده/٦٧.
[٢] مريم/١٩.
[٣] نحل/٣٥.